الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

292

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

و هر گاه استوى - با حرف ( الى ) متعدّى شود ، اقتضاء معنى پايان رساندن دارد يا چيزى به ذات خود به پايان و كمالش مىرسد يا با حكم و تدبير . در معنى دوّم ، مثل آيه : ( ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ - 11 / فصّلت ) . ( آنگاه آسمانى كه چون دود بود با امر و اراده‌اش به نهايت ذات و كمال خود رسيد ) . تَسْوِيَةُ الشَّىْءِ : معتدل و برابر نمودن چيزى است يا در رفعت شكوه يا در پستى و خوارى . و آيه : ( الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ - 7 / انفطار ) يعنى خلقت ترا به اقتضاء حكمت قرار داد و آفريد . و ( وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها « 1 » - 7 / شمس ) ( اشاره به نيروهايى است در نفس و جان آدمى كه

--> ( 1 ) در آيه : ( وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها - 7 / شمس ) اشاره‌اى علمى و تربيتى و اجتماعى وجود دارد كه همه آنها در مفهوم والاى ( ما ) موصوله در آيهء اخير نهفته است . نخست اينكه خداوند به آنچه را كه نفس را استوار و معتدل مىكند و از انحرافش جلو مىگيرد ، سوگند مىخورد و اين خود عظمت موضوع را مىرساند ، مثل سوگندهاى ديگر قرآن ، اكنون بايد ديد چه عواملى در تسويه نفس مؤثّر است و اين توجّه به محتواى ( ما ) در آيهء مسئلهء بعدى است كه بايستى به راستى قابل سوگند باشد و ارزش وجودى داشته باشد كه از اين قرار است : 1 - پاكى و پاكدامنى پدر و مادر كه در ايجاد نطفه‌اى سالم و تن و جانى منظّم و سلامت مؤثّرند . 2 - محيط خانواده و رعايت نمودن امور تربيتى از سوى افراد خانواده بخصوص نزديكان و خويشان انسان . 3 - محيط جامعه و جوّ سالم حكومتى همانكه در شرايط انقلابى امروز جامعه اسلامى ايران آن را به خوبى مىبينيم كه چگونه نفس و جان مردم ما بخصوص جوانان در پايدارى و استقامت در ارزشها و دورى از زشتيها و همچنين تمايل به ايثار و خدمت و جانفشانى در راه سعادت جامعه قرار گرفته‌اند . 4 - تعليم و تربيت از دامن مادر تا مدرسه و دانشگاه . 5 - كتابها و مسائل مورد انديشه و تصميم‌گيرى در مسير تكاملى انسان 6 - دوستان و ياران از آغاز تا پايان عمر . 7 - استاد و معلّم ، كه نقش اينها پيش از موارد قبلى مىتواند در فلاح و رستگارى كه در آيه بعد به آن اشاره مىكند و مىگويد : ( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ) مؤثّر باشد . نكته‌اى كه بايستى به آن توجّه داشت واژه ( من ) يعنى كسى كه ، در همين آيه است كه مىگويد تنها عوامل هفتگانه فوق يا بيشتر براى اصلاح و تعالى و تسويه نفس آدمى يا انحراف آن كافى نيست بلكه اين خود .